ترجیح میدهید گوش کنید؟
برای پخش آن در اپلیکیشن Substack اینجا بزنید
گاهی از من میپرسند چرا سریعتر نقاشی نمیکنم. گاهی سؤالشان صرفاً از روی کنجکاوی است. گاهی هم به میزان تقاضا، نمایشگاههای گالری یا شور و هیجانی مربوط میشود که وقتی اثر جدیدی منتشر میکنم شکل میگیرد. پاسخ صادقانه، چندلایه است.

ایدههای زیادی هست که میخواهم نقاشیشان کنم؛ بیشتر از آنچه احتمالاً در تمام عمرم فرصت پرداختن به آنها را پیدا کنم. اما میخواهم این آثار معنایی داشته باشند. میخواهم وقتی به گذشته نگاه میکنم، به چیزی که ساختهام افتخار کنم، نه فقط به تعداد آثاری که تمام کردهام.
سرعت هیچوقت هدفم نبوده است. اگر چیزی باشد، در جهت مخالف حرکت کردهام: جزئیات بیشتر، نیت و دقت بیشتر. مدام در حال یادگیریام و تلاش میکنم این آموختهها را وارد کار کنم، نه اینکه با عجله از کنارشان بگذرم. قبلاً هم گفتهام، اما هدفم واقعگرایی نیست. اصل ماجرا این نیست. چیزی که سعی میکنم ثبت کنم، احساسیتر و سیالتر است. انگار در طبیعت حضور دارید. چشمهایتان نمیتوانند آرام بگیرند. همهچیز حرکت میکند، حتی در سکون. طبیعت قطعاً استادِ آشوب سازمانیافته است و من فقط تلاش میکنم از آن پیروی کنم.
رفتن به استودیوی جدیدم برایم مثل یک شروع دوباره بود. فقط فضای بیشتری برای نقاشی نمیخواستم؛ فضای بیشتری برای فکر کردن میخواستم. بنابراین همهچیز را آهستهتر کردم. سراغ بومهای بزرگتر و ایدههای لایهلایهتر رفتم. نتیجهاش نقاشیهای کمتر بوده، اما آثاری که تمام کردهام، بیش از هر زمان دیگری شخصی و کامل به نظر میرسند.

گاهی به آثار اولیهام فکر میکنم و آرزو میکنم ایکاش آن زمان مهارتی را داشتم که امروز دارم. اما آن آثار اهمیت داشتند. آنها مرا به اینجا رساندند. هر ضربه قلممو چیزی به من آموخت که لازم بود یاد بگیرم.
فشار هم وجود دارد. وقتی نقاشی جدیدی با کسی ارتباط برقرار میکند، مردم اغلب با داستانهایی عمیق و تأثیرگذار با من تماس میگیرند. برایم میگویند آن اثر چه معنایی برایشان داشته، چگونه یاد کسی انداخته یا خاطرهای را زنده کرده است. میخواهم از این دست آثار بیشتری خلق کنم. وقتی مدتی میگذرد و اثر جدیدی منتشر نمیکنم، این احساس را دارم. اما این را هم میدانم: در دنیایی سریع و پرهیاهو، کار صادقانه همچنان اهمیت دارد. کار واقعی که با دقت و وسواس ساخته شده باشد، همچنان اهمیت دارد. شاید حالا بیش از هر زمان دیگری.
من برای پاسخگویی به تقاضا سرعت کارم را بیشتر نمیکنم. حقیقت همین است. و بله، این یعنی همیشه نمیتوانم با نیازهای گالریها یا مجموعهداران همگام باشم. اما خوششانس بودهام. این دنیا، بیشتر اوقات، با من مهربان و صبور بوده است. امیدوارم با گذشت زمان، این آثار در کنار هم چیزی ماندگار بسازند؛ چیزی که نشان دهد انسانی اینجا بوده که واقعاً عاشق زمین، آسمانها و درختان بوده و تلاش کرده به آنها ادای احترام کند.
این نقاشیها اثر انگشتهایی هستند که از خودم به جا میگذارم.
برای من، موفقیت به اعداد مربوط نیست. به معنایی مربوط است که این آثار برای مردم دارند. وقتی کسی خاطره یا احساسی را با من در میان میگذارد که یک نقاشی در او برانگیخته است، همان چیزی است که با من میماند. نقاشی را در دورهای دشوار از زندگیام آغاز کردم؛ زمانی که احساس میکردم همهچیز در حال فروپاشی است. نقاشی کمکم کرد از آن دوران عبور کنم. و اگر آثارم همین فرصت را برای دیگران هم فراهم کرده باشند، بابتش سپاسگزارم.
مهم است به کاری که انجام میدهید افتخار کنید. و با اینکه سرعت در بعضی حرفهها اهمیت دارد، فکر نمیکنم هنر یکی از آنها باشد، یا باید باشد. چه نقاشی باشد، چه نویسندگی، رقص، مجسمهسازی، موسیقی، معماری، شعر یا تئاتر. آنچه ماندگار میشود، هرگز با عجله ساخته نشده است. بیشتر چیزهایی که هنوز امروز برایمان مقدساند، سالها یا حتی چندین نسل برای خلق شدن زمان بردهاند.
و شاید نکته همین باشد.
— Jeff



